درسنامه آموزشی عربی، زبان قرآن (3) کلاس دوازدهم هنرستان
درس 2: آدابُ الْکَلامِ فِي الْقُرآنِ وَ الْأَحاديثِ
آدابُ الْکَلامِ فِی الْقُرآنِ وَ الْأَحادیثِ
آداب سخن گفتن در قرآن و احادیث

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً﴾ الأحزاب: 70
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا کنید و سخنی درست و استوار بگویید.
﴿اُدْعُ إِلَیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکِمَةِ وَالْمَوعِظَةِ الْحَسَنَةِ﴾ النحل: 125
مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن.
﴿وَ لَا تَقْفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ﴾ اَلْأسراء: 36
از چیزی که به آن آگاهی نداری پیروی مکن.
﴿لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفعَلُونَ﴾ اَلصَّف: 2
چرا چیزی را میگویید که خودتان انجام نمیدهید؟

مَنْ خافَ النّاسُ مِنْ لِسانِهِ، فَهُوَ مِن أَهلِ النّارِ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
هر کس مردم از زبانش بترسند، او از اهل آتش است.
کَلِّمِ النّاسَ عَلیٰ قَدْرِ عُقولِهِم. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
با مردم به اندازه فهمشان سخن بگو.
اِتَّقوا مَواضِعَ التُّهَمِ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
از جایگاهها و موقعیتهای تهمتخیز پرهیز کنید.

تَکَلَّموا تُعْرَفوا؛ فَإنَّ الْمَرءَ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا انسان زیر زبان خود پنهان است (شخصیت انسان در سخنش آشکار میشود).
لا تُحَدِّثْ بِما تَخافُ تَکذیبَهُ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
چیزی را که میترسی تکذیبش کنند، نقل نکن.
فَکِّرْ، ثُمَّ تَکَلَّمْ، تسَلَمْ مِنَ الزَّلَلِ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
فکر کن، سپس صحبت کن تا از لغزش در امان باشی.
عَوِّدْ لِسانکَ لیٰنَ الْکَلامِ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
زبانت را به سخن نرم و ملایم عادت بده.
خَیرُ الْکَلامِ، ما قَلَّ وَ دَلَّ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
بهترین سخن آن است که کم و در عین حال پرمعنا باشد.
رُبَّ کَلامٍ، کَالْحُسامِ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
چه بسا سخنی مانند شمشیر باشد.
|
|
|
اَلْمُعْجَم
| اِتَّقوا: پروا کنید | کَلِّمْ: سخن بگو |
| اُدْعُ: فرا بخوان | لا تُحَدِّثْ: سخن نگو |
| تُهَم: تهمتها | لا تَقْفُ: پیروی نکن |
| زَلَل: جای لغزنده | لَیِّن: نرم |
| سَدید: درست و استوار | ما قَلَّ وَ دَلَّ: آنچه کم باشد و راهنمایی کند (سخنِ کوتاه و رهنمون) |
| عَوِّدْ: عادت بده | مَخْبوء: پنهان |
عَیِّنِ الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ (صفحه 16 کتاب درسی)
1- اَلَّذی یَتَکَلَّمُ فی ما لا یَعْلَمُ، یَقَعُ فی خَطَأٍ. صحیح
کسی که دربارهٔ چیزی که نمیداند حرف میزند، دچار خطا میشود.
2- لا إشکالَ فِی التَّکَلُّمِ بِلا تَفَکُّرٍ لِلدِّفاعِ عَنِ الْحَقِّ. خطأ
اشکالی ندارد که برای دفاع از حق، بدون فکر کردن صحبت کنیم.
3- مَن خافَ النّاسُ مِن لِسانِهِ، فَهوَ قَویٌّ. خطأ
کسی که مردم از زبان او میترسند، انسان نیرومندی است.
4- لا إشکالَ فِی اقْتِرابِ مَوضِعِ التُّهمَةِ. خطأ
نزدیک شدن به محل تهمت، اشکالی ندارد.
5- عَلَینا أَنْ لا نَجْرَحَ الْآخَرینَ بِلِسانِنا. صحیح
بر ماست که دیگران را با زبان خودمان زخمی نکنیم.
6- عَلَینا مُجادَلَةُ الْآخَرینَ بِأَسوَأِ شَکلٍ. خطأ
بر ماست که با دیگران به بدترین شکل بحث و مجادله کنیم.
7- اَلَّذی لا یَتَکَلَّمُ لا یُعْرَفُ شَأنُهُ. صحیح
کسی که سخن نمیگوید، مقام و شأنش شناخته نمیشود.
8- لا نُحَدِّثُ بِما نَخافُ تَکذیبَهُ. صحیح
ما چیزی را که از تکذیب شدنش میترسیم، نقل نمیکنیم.
9- اَلْمُؤمِنُ لا یَقولُ ما لا یَفعَلُ. صحیح
مؤمن چیزی را که عمل نمیکند، نمیگوید.
حِوارٌ (فِی الْمَلعَبِ الرّیاضیِّ)
گفتوگو در زمین ورزشی
إسماعیل: تَعالَ نَذهَبْ إلَی الْمَلعَبِ.
بیا برویم به ورزشگاه.
إبراهیم: لِمُشاهَدَةِ أَیِّ مُباراةٍ؟
برای تماشای کدام مسابقه؟
- لِمُشاهَدَةِ مُباراةِ کُرَةِ الْقَدَمِ.
برای تماشای مسابقه فوتبال.
- إبراهیم: بَینَ مَن هٰذِهِ الْمُباراةُ؟
این مسابقه بین چه تیمهایی است؟
- بَینَ فَریقِ الصَّداقَةِ وَ السَّعادَةِ.
بین تیم «دوستی» و تیم «سعادت».
- تَعالَ نَذهَبْ.
بیا برویم.
فِی الْمَلعَبِ ...
در ورزشگاه...
- اُنظُرْ؛ فَریقُ الصَّداقَةِ هَجَمَ عَلَی الْمَرمیٰ.
نگاه کن؛ تیم صداقة به سمت دروازه حمله کرد.
- هَدَفٌ، هَدَفٌ! سَجَّلَ هَدَفاً.
گل، گل! گل زد.
- لٰکِنَّ الْحَکَمَ ما قَبِلَ الْهَدَفَ؛ لِماذا؟!
اما داور گل را قبول نکرد؛ چرا؟!
- بِسَبَبِ تَسَلُّلٍ.
به خاطر آفساید.
فی نِهایةِ الْمُباراةِ ...
در پایان مسابقه...
- اَلْحَکَمُ یَصْفِرُ.
داور سوت میزند.
- تَعادَلا مَرَّةً ثانیَةً.
برای بار دوم مساوی شدند.
اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ (1) (صفحه 20 کتاب درسی)
لِلتَّرجَمَةِ
| 1 | ﴿حَمّالَةَ الْحَطَبِ﴾ | هیزمکش |
| 2 | ﴿اَلْخَلّاقُ الْعَلیمُ﴾ | آفریننده دانا |
| 3 | ﴿أَمّارَةٌ بِالسّوءِ﴾ | امرکننده به بدی |
| 4 | ﴿عَلّامُ الْغُیوبِ﴾ | دانای رازهای نهان |
| 5 | ﴿هوَ کَذّابٌ﴾ | بسیار دروغگو |
| 6 | ﴿لِکُلَّ صَبّارٍ﴾ | برای هر صبوری |
| 7 | اَلطَّیّارُ الْإیرانیُّ | خلبان ایرانی |
| 8 | یا سَتّارَ الْعُیوبِ | ای پوشاننده عیبها |
| 9 | یا غَفّارَ الذُّنوبِ | ای آمرزنده گناهان |
| 10 | فَتّاحَةُ الزُّجاجَةِ | دربازکن بطری |
| 11 | اَلْهاتِفُ الْجَوّالُ | تلفن همراه |
| 12 | أَفضَلُ فَنّانٍ | بهترین هنرمند |
اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ (2) (صفحه 20 کتاب درسی)
عَیِّنِ اسْمَ الْمُبالَغَةِ.
1- عَلامَة / صَداقَة / صَبّارَة / کِتابَة
نشانه / دوستی / بسیار بردبار / نوشتن
اسم مبالغه: صَبّارَة
2- فَراغ / عَذاب / صُنّاع / غَفّار
فراغت / عذاب / صنعتگران / بسیار آمرزنده
اسم مبالغه: غَفّار
3- سَماء / کَذّاب / جِهاد / زَمان
آسمان / بسیار دروغگو / مبارزه / زمان
اسم مبالغه: کَذّاب
اَلتَّمارین
اَلتَّمرینُ الْأَوَّلُ (صفحه 21 کتاب درسی)
تَرْجِمِ الْأَحادیثَ النَّبَویَّةَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَطلوبَ مِنکَ.
1- إنَّ مِنْ شَرَّ عِبادِ اللهِ، مَنْ تُکْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ. رَسولُ اللهِ (ص)
همانا بدترین بندگان خدا کسی است که به دلیل بدزبانیاش، مردم از همنشینی با او بیزار باشند.
- الفعل المجهول: تُکْرَهُ
- الجمع المکسر: عِباد
2- أَتقَی النّاسِ، مَن قالَ الْحَقَّ فی ما لَهُ وَ عَلَیهِ. رَسولُ اللهِ (ص)
باتقواترین مردم کسی است که حق را بگوید، چه به سود او باشد و چه به ضرر او.
- اسم التفضیل: أَتقَی
- الفعل الماضی: قالَ
3- لا تَقُلْ ما لا تَعْلَمُ، بَلْ لا تَقُلْ کُلَّ ما تَعْلَمُ. اَلإمامُ عَلیٌّ (ع)
اَلْمُضارِعَ الْمَنفیَّ وَ فِعْلَ النَّهْیِ:
آنچه را نمیدانی نگو؛ بلکه هرچه را میدانی نیز (همهاش را) نگو.
- المضارع المنفی: لا تَعْلَمُ
- فعل النهی: لا تَقُلْ
4- قُلِ الْحَقَّ، وَ إنْ کانَ مُرّاً. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
فِعلَ الْأَمرِ وَ الْفِعلَ الْماضیَ:
حق را بگو، هرچند تلخ باشد.
- فعل الأمر: قُلْ
- الفعل الماضی: کانَ
اَلتَّمرینُ الثّانی (صفحه 22 کتاب درسی)
تَرْجِمِ الْأَفعالَ وَ الْمَصادِرَ التّالیَةَ.
| أَنْقَذَ: نجات داد |
یُنْقِذُ: نجات میدهد |
أَنْقِذْ: نجات بده |
إنْقاذ: نجات دادن |
| اِبْتَعَدَ: دور شد |
لا یَبْتَعِدُ: دور نمیشود |
لا تَبْتَعِدْ: دور نشو |
اِبْتِعاد: دور شدن |
| اِنْسَحَبَ: عقبنشینی کرد |
سَیَنْسَحِبُ: عقبنشینی خواهد کرد |
لا تَنْسَحِبْ: عقبنشینی نکن |
اِنْسِحاب: عقبنشینی کردن |
| اِسْتَخْدَمَ: به کار گرفت |
یَسْتَخْدِمُ: به کار میگیرد |
اِسْتَخْدِمْ: به کار بگیر |
اِسْتِخدام: به کار گرفتن. |
| جالَسَ: همنشینی کرد |
یُجالِسُ: همنشینی میکند |
جالِسْ: همنشینی کن |
مُجالَسَة: همنشینی کردن |
| تَذَکَّرَ: به یاد آوردن |
یَتَذَکَّرُ: به یاد میآورد |
لا تَتَذَکَّرْ: به یاد نیاور |
تَذَکُّر: به یاد آوردن |
| تَعایَشَ: همزیستی کردن |
یَتَعایَشُ: همزیستی میکند |
تَعایَشْ: همزیستی کن |
تَعایُش: همزیستی کردن |
| حَرَّمَ: حرام کرده است |
یُحَرِّمُ: حرام میکند |
لا تُحَرَّمْ: حرام نکن |
تَحْریم: حرام کردن |
اَلتَّمرینُ الثّالِثُ (صفحه 23 کتاب درسی)
عَیِّنِ الْکَلِمَةَ الْغَریبَةَ.
1- تُهَم - آلاف - مِئات - عَشَرات
تهمتها / هزارها / صدها / دهها
کلمهٔ غریب: تُهَم
2- أَحمَر - أَثقَل - أَطیَب - أَشجَع
قرمز / سنگینتر / بهتر / شجاعتر
کلمهٔ غریب: أحمَر
3- سَیّارَة - فَتّاحَة - قِراءَة - غَسّالَة
خودرو / دربازکن / خواندن / ماشین لباسشویی
کلمهٔ غریب: قِراءَة
4- جَمَل - أَسَد - حَرْث - ثَعلَب
شتر / شیر / کشاورزی / روباه
کلمهٔ غریب: حَرْث
5- أَسوَد - أَسوَأ - أَخضَر - أَبیَض
سیاه / بدترین / سبز / سفید
کلمهٔ غریب: أَسوَأ
6- فُستان - قَمیص - سِروال - دَخْل
پیراهن زنانه / پیراهن / شلوار / درآمد
کلمهٔ غریب: دَخْل
7- رَضِیَ - حَکَم - مرَمیٰ - هَدَف
راضی شد / داور / دروازه / گل
کلمهٔ غریب: رَضِیَ
8- لَحْم - میزان - صوف - لَبَن
گوشت / ترازو / پشم / شیر
کلمهٔ غریب: میزان
9- طَیّار - خَبّاز - حَدّاد - کَذّاب
خلبان / نانوا / آهنگر / بسیار دروغگو
کلمهٔ غریب: کَذّاب
10- شاة - بَقَر - ماعِز - زَلَل
گوسفند / گاو / بز / لغزش
کلمهٔ غریب: زَلَل
اَلْبَحْثُ الْعِلْمیُّ (صفحه 24 کتاب درسی)
اُکتُبْ خَمْسَ عِباراتٍ بِالْعَرَبیَّةِ حَوْلَ آدابِ الْکَلامِ.

1- اَلْکَلامُ یَجُرُّ الْکَلامَ.
حرف، حرف میآورد.
2- إذا حَسُنَ الْخُلقُ، لَطُفَ النُّطقُ.
اگر اخلاق خوب باشد، گفتار نرم و لطیف خواهد بود.
3- الکَلامُ کَالدَّواء أن أقلَلتَ مِنهُ نَفَعَ، وَ أن أکثَرتَ مِنهُ صَدَع.
صحبت کردن مانند دارو است، اگر کم بخوری مفید است و اگر زیاد بخوری سردرد میگیری.
4- إذا الکَلامُ مِن فِضَّة فَالسُّکوتُ من ذَهَب.
اگر سخن گفتن از نقره است، سکوت از طلاست.
5- الکَلامُ الحُسن درع.
سخن خوب سپر است.
6- کِثرَةُ الکَلام عَنِ العَسَل لا تَجلَبُ الحَلاوَةِ إلی الفَم.
زیاد صحبت کردن از عسل دهان را شیرین نمی کند.
7- التَّکَلُّم بِغَیرِ تَفکیرِ کَالرَّمایةِ بَلا تَصویب.
صحبت کردن بدون تفکر مانند پرتاب تیری است بدون اینکه هدف مشخص باشد

